مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
453
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
وادى [ كسى از فرزندان يعقوب هست ] [ 1 ] با سخنان و چيزهاى ديگرى كه نقل مىكنند و درستتر همان است كه كتاب ( قرآن ) دربارهء آن سخن گفته است بىآنكه بخواهيم در مورد معجزات انبيا - آنچه را كه از عادت بيرون مىنمايد - منكر شويم . گويند چون اظيفر ، شوهر زليخا ، درگذشت زليخا از شدت غم عشق يوسف ، پير شد و چشمانش نابينا گرديد ، پس يوسف دعا كرد تا خداوند جوانى و بينايى را به دو باز گرداند و يوسف با او ازدواج كرد و از او داراى فرزند شد . داستان ايّوب وهب گويد : ايوب فرزند موص بن رعويل بوده و پدرش از كسانى بوده كه به ابراهيم - در آن روزى كه به آتش افكنده شد - ايمان آورده است و ايوب داماد يعقوب بود و دخترى از دختران يعقوب همسر او بود و نام آن دختر ليا بود و اين همان زنى است كه ايوب او را با دستهء گياه زد و مادر ايوب دختر لوط بود ، و حوران و البثنيه - كه دو شهرند - از آن او بود و مالى بسيار داشت و نعمتهاى افزون و گوسفند بسيار و سيزده فرزند و هزار غلام كه در خدمت او در كار مزرعه و چارپايان بودند . خداوند او را به بلا گرفتار كرد و زيان بر او وارد آورد و اموال و چارپايانش از ميان رفتند . فرزندانش هلاك شدند و زنش ليا كار مىكرد و قوت و روزى براى او فراهم مىكرد و ليا قسمتى از مويش را فروخت ، در برابر غذايى ، و آن را نزد ايوب آورد و ايوب او را متهم كرد و سوگند ياد كرد كه اگر از اين بيمارى شفا يابد صد چوب بر همسرش خواهد زد . گويند كه شيطان نزد آن زن رفت و گفت اگر ايوب يك شربت آب بخورد كه نام خدا را با آن نبرد بهبود خواهد يافت و همسر ايوب اين خبر را نزد ايوب گفت و ايوب چنان سوگندى ياد كرد . سپس آن ايام به سر رسيد و جبرئيل نزد او آمد و گفت : پاى خويش را بر زمين بمال ، و او چنين كرد و آب برجوشيد و ايوب در آن شستشو كرد و از آن آب نوشيد و بهبود يافت و خداوند به جاى آن سيزده فرزند ، بيست و شش فرزند به او داد و اين سخن خداى كه « و كسانش را با نظاير آنها نيز ، به او داديم كه رحمتى بود از جانب ما » ( 38 : 42 ) و خداوند فرمان داد تا در برابر سوگندى كه ياد كرده بود صد تركه ( عود ) بر همسرش بزند تا سوگندش راست باشد و خداوند به نيكى در شكيبايى او را ستود و اين ستايش تا جهان باقى است همواره همه جا خوانده
--> [ 1 ] متن چاپى افتادگى داشت ، و جمله ناتمام بود ، از حاشيهء نسخهء عكسى افزوده شد . هوار متوجه نقص جمله نشده است .